|
ورود افراد 16_ اکیدا ممنوع!!!!! |
|||
|
پنج شنبه 10 فروردين 1391, :: 17:21 :: نويسنده : M.K
بهار آمد تا بگوید : حتی اگر نمی شود که همیشه سبز ماند ، ولی می توان دوباره و دوباره و دوباره ، سبز و پر شکوفه و پر از جوانه شد ...
سرما، اگر غلاف کند تازیانه را غرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه را هر میوه باغ و باغ بهاری شود اگر تایید تو به بار رساند جوانه را کوچکترین نسیمت اگر یاریم کند طی می کنم خزان بزرگ زمانه را ... ادامه مطلب ... پنج شنبه 10 فروردين 1391, :: 14:28 :: نويسنده : M.K
سلام دوستای گوگولی من ببخچید انقد دیر اومدم پست بذارم-سرم شلوغ بود خب، عیده دیگه مگه چیه؟؟؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- خدای مهربون ی کاری کن امسال برای همه پر اتفاقای خوب باشه....همه ب آرزوهای قشنگشون برسن، همه سلامت باشن... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شروع امسال برام خوب نبود........اتفاقای خیلی بدی افتاد(واس همین بود ک انقد دیر اومدم ) ولی خب امیدم ب بقیه ی ساله نیدونم چی بنویسم......من رفتم! خدافظی ی ی ی جمعه 26 اسفند 1390, :: 17:46 :: نويسنده : M.K
سلام دوستای خوبم:)) چ خبراااا؟ خوش می گذره؟ خواستم واس 4شنبه سوری بیام نصیحتتون کنم نشد! رفتین خودتونو لت و پار کردین؟ دوست بدبختم ب حرف من گوش نداد سوسک شد!کپسول تو دستش ترکید الان باند پیچی و آتل و گاز و...خلاصه از زندگی سیر شد!!! عیدتون پیشاپیش،پیش پیش،پس وپیش مبارک! راستی دیروز اومدن خیلی یهویی شنبه تعطیللمون کردن.بله مدرسه ما کلا تو کار سورپیریز کردنه چی فک کردین؟ اوا!!!چقد دپسرده شد!قرار بود هیچ وق اینطوری ننویسم -نه خانوم خواهش می کنم!من کبوتر نامه بر بودم امسال!در خدمتتون هستم!(فقط اگه زحمتتون نمی شه واس سال 91-92 حقوق مارو یکم زیاد کنین والا 50 تومنم اضافه کنین کلی مارو شرمنده ی خودتون کردین....دیگه با این مخارج بالا....خ.دتون می دونین ک!!!) دم درم از آقای امیری(فسقلی!!) (بابای مدرسه) خدافظی کردم بنده خدا مث همیشه تو چرت بود نفمید چی گفتم فقط ی لبخند زد بعد ب خوابش ادامه داد!!! اینم روز آخر سال 90 مدرسه ی آریان (I love U PMC!) خب امیدوارم همتون سال خیلی خوبی رو شروع کنین سه شنبه 16 اسفند 1390, :: 18:50 :: نويسنده : M.K
سلام دوستای عزیزم بچه ها راستی خیلی خودتونو درگیر نکنین! من و آجیم خیلی وقته آشتیدیم(گفته بودم ک) بعدم دیگه عادت کردیم ب این وضعیت اصا دعوا نکنیم اموراتمون نمی گذره! ی خبر مزخرف! چن روز پیشا (بازم) معاون عزیز و گرامیمون تشریف نحسشونو آوردن تو کلاس ما اونم با چ اخمی! ی متر آویزون دو کیلو تو قیافه...خلاصه عینهو ازرق شامی آخه بخدا خستم کردین...(حالا نه گذاش نه برداش) چرا ب اجزای صورتتون دست زدین؟!مگه شما نمی دونین تا سال چهارم حق ندارین ب ترکیب صورتتون دست بزنین......(بله... نه مثل اینک خانم م. می خوان ما تا چند سال دیگه مرد شیم! وااا؟خاک بسرم! مردم دیوانن! ...خب دیگه باید برم!خدافظ شنبه 13 اسفند 1390, :: 1:24 :: نويسنده : M.K
سلاااااااااااااااااام! تاحالا این موقع شب پست نذاشته بودم! همه خواب...خونه ساکت... فردام تعطیل!!!!!!! دیدین چ کشکی فردا رو تعطیل کردن؟ خلاصه از هر چی بگیم آخرش می رسیم ب تکیه کلام خودم:یالان دنیا! حالا اینا رو بیخیل فردا رو بچسبین:ذوق مرگ چشام داره بسته می شه...برم ج pmای مردمو بدم بعد بکپم! با آرزوی موفقیت برای رای شماران عزیز،انشاالله خدا یار و یاورتون باشه اجرتون باخدا
پنج شنبه 4 اسفند 1390, :: 22:14 :: نويسنده : M.K
سلام بچه ها خیلی وقته ولتون کردم راستشو بگین چ غلطایی کردین؟؟؟!!! از نظرات متعدی ک می دین خیلی خیلی سپاس گزارم!اصا انقد زیاده نمی دونم اول کدومو بخونم :فاکیده شدن! ای تو اون روحت شادی دو هفته بغل دستت نشستم 1001فهش ب سه زبان روز دنیا یادم دادی:pedo باشه سعی می کنم باتربیت شم! دوستان عزیز، خواهشا انقد بی بخار نباشین (ای بمیری النا(MyGL)ک واس هر پستت کم کم 100تا comment می گیری، اصا با اون وبت بلاگفا رو ب گه کشیدی!!!) هان داشتم می گفتم آره وق کردین ی نظری چیزی... بابا می لینکمتون نترسین راستی ... خبر زیاد دارم ولی وقت نیس!دفعه دیگه اومدم ی پست توپ می ذارم قول می دم... ایندفعه نیام ببینم زحمت کشیدین یکی دوتا comment گذاشتین خب دیگه خدافظ دو شنبه 24 بهمن 1390, :: 16:16 :: نويسنده : M.K
سلام بچه ها خیلی وق بود نبودم دلم واستون تنگیده بود :الکی چطورین؟!! این چن روزه کلا اتفاقات باحالی افتاد!! شاید بااااااورتون نشه!، دیروز داشتیم با بچه ها برمی گشتیم خونه از خیابون رد شدیم ییهو ی سنگ نمی دونم از کدوم گورستونی اومد جلو پای من بدبخت فلک زده سبز شد! منم ک کور... جاتون خالی با چ فضاحتی خوردم زمین با تمام وسایلم پخش زمین شدم رف... خدا می دونه بقیش چی شد دیگه فقط مانتوی شقایقو وسط پیاده رو گرفتم با تمام قدرت کشیدم ک بتونم از جام بلند شم!! ((خدا ب دور))... حالا فک کنین تمام این اتفاقا کجا افتاد؟؟؟؟ روبروی دبیرستان پسرونه(کرولالای باغچه بان) خدا می دونه چ چیزا ک پشت سرمون نگفتن... ی اتفاق جالب دیگه ام این ک شقایق امروز غایب بود من دیگه از خجالت آب شدم!خدافظی!! دو شنبه 3 بهمن 1390, :: 18:18 :: نويسنده : M.K
سلاااااااااااام:دی وای ی ی ی ی!!! با این گوساله آشتی کردیم دوباره((: دیگه روزگاره دیگه بالا داره پایین داره... حالا من ی زری زدم شما چرا جدی می گیرین؟!! غلط کردین الان خیلی ام خوشحالم وای حال کردین این هفته رو!!واقعا تعطیلیا تو مهره ی پنجم ستون فقراتم!!!چ حالی دادj-: کارناممونو دادن...خدا ب دور همشو بجز 3تاش 20 شدمO: عجب درسخونی شدم خودم خبر ندارم ماشالا ماشالا! چ دختری! از هر انگشتم ی هنر می ریزه!! خب دیگ بیش از حد از صحبتام بهره بردین!:دی دیگ کاری ندارم خدفظ!! (آجی خره دوست دارم (با اینک اینهمه اذیتم می کنی!)) یک شنبه 25 دی 1390, :: 12:11 :: نويسنده : M.K
سلام اومدم ک ی پست تلخ تلخ تلخ بنویسم... نمی دونم بازم نمی دونم اسمشو چی بذارم؟ نامردی؟تقدیر؟سرنوشت؟... خدایا مگه من چ غلطی کردم ک اینجوری باید تاوان بدم؟؟ می دونین می خوام چی بنویسم؟می خوام از ی بی معرفتی از ی نمک نشناسی حرف بزنم آجی؟؟؟؟ آخه اسم خودتو گذاشتی آجی؟کدوم یکی از دوستیای دوروبرمون آخرش ایطوری تموم شدن؟هان؟ حتی میگل ومهشادم دوستیشون اینجوری تموم نشد... بخدا خییییییییییییییییلی نامردی اگ واقعا من برات تموم شدم ی کاری کن ک توام واس من تموم شی... ولی این امکان نداره چون من مث تو نامرد نیسم و نمی تونم ب همین سادگی همه ی مهربونیایی ک در حقم کردی رو فراموش کنم آره برو...برو و از زندگی من محو شو...برو ونمون ونباش وتنهام بذار...ولی اگه ی روز کسی جامو تو زندگیت گرفت یاد این حرفم بیفت ک گفتم هیچ کی هیچ وق نمی تونه جاتو تو قلبم بگیره و اونوق بیا وببین ک من بخاطر وفاداری ب حرفم هنوز تنهام و هرگز تورو فراموش نکردم... بدون ک شادی رو برای همیشه ازم گرفتی...ازاین ب بعد حتی اگه شادم باشم واقعا خوشحال نیسم چون ب قول خودت دلی ک بشکنه دیگه شیکسته........... دو شنبه 19 دی 1390, :: 11:55 :: نويسنده : M.K
سلام بچه ها.اصا ازم انتظار نداشته باشین شاد بنویسم چون حالم خیییییییییییییییییلی بده من ی آجی داشتم ک بهترین دوست ،بهترین کسم بود ولی... ما زیاد دعوا می کردیم خیلی! ولی این توبمیری از اون تو بمیریا نیس (بخدا آجی خیییییییییییییلی بی معرفتی خیییلی نمک نشناسی من اصا خوب نیسم فعلا بای... درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان |
|||
|
|